کروماتوگرافی

GC
کروماتوگرافی کاغذ gas chromatography

فاز ساکن یک مایع است که بر سطح مواد جامد بی اثر پوشش داده شده و درون یک ستون فرار دارد. فاز متحرک نیز یک گاز است.
این کروماتوگرافی به دستگاه نیاز دارد. این دستگاه شامل:
سیلندر گاز بی اثر (Ne _ He)/ ستون جداسازی(separation column) / محل تزریق نمونه(injection port) / اشکارساز (detector) / ثبات (recorder) / هیتر / ترموستات


ستون گاهی چند متر است بنابراین انرا مارپیچ می سازند. محل تزریق و ستون باید گرم شود تا نمونه نیز بخار شده همرا گاز حرکت کند برای از هیتر استفاده می شود. نمونه های جدا شده یکی یکی به اشکارساز میرسند که به صورت یک پیک یا قله در ثبات نشان داده می شود.
زمانی که طول میکشد تا max مقدار جسم از ستون خارج شود را زمان بازداری گویند. حجمی از فاز متحرک که باعث می شود max جسم خارج شود را نیز حجم بازداری می گویند.


V=FT
که F سرعت عبور است.


مقادیر V و T از خصوصیات یک ماده اند و در شرایط ثابت (گاز- دما- فشار-فاز ساکن-طول ستون- اشکارساز و...) ثابت هستند و ارتفاع پیک یا سطح زیر پیک به غلظت بستگی دارد, بنابراین می توان هم تجزیه ی کمی و هم کیفی را انجام داد.

[URL="http://i7.tinypic.com/3y2urkj.jpg"][/URL]
__________________

کروماتوگرافی

کاغذی paper
ابتدا روی کاغذ مخصوص خطی رسم کرده و یک نقطه از ماده ی مورد نظر روی خط قرار می دهیم(نقطه ی بنفش رنگ)که بهتر است تا حد ممکن کوچک باشدسپس کاغذ را به صورت عمودی در ظرفی حاوی حلال قرار میدهیم.حلال به ارامی از کاغذ بالا میرود. در کروماتو گرافی کاغذی فاز ساکن اب است نه کاغذ(مایع-مایع). فاز ساکن فاز تعیین کننده است که یا اجازه ی حرکت به نمونه می دهد یا نمی دهد و این همان عامل جداسازیست. میزان حرکت لکه ها می تواند اساس اندازه گیری یا شناسایی باشد. برای تشخیص اینکه کدام ماده A است و کدام B از یک سری استاندارد استفاده میشود به شرط انکه بدانیم A وB به کدام دسته از ترکیبات (امینو اسید و...) تعلق دارند.


R = "فاصله ای که جسم طی کرده" تقسیم بر "فاصله ای که حلال طی کرده"
در شرایط ثابت R یک کمیت ثابت است

ظاهر کردن لکه
اگر لکه رنگی باشد راحت دیده میشود اما اگر بیرنگ باشد باید از روشهای زیر استفاده کرد

1-معرفهای شیمیایی: وجود ماده را مشخص میکنند اما باعث میشوند ماده تخریب یا عوض شود مثلا برای اسیدهای امینه از ترکیبات نینهیدرین استفاده می شود که با انها کمپلکس رنگی میدهد


2-لامپ uv : برخی موادفلورسانس میکنند اما اگر ماده فلورسانس نداشت از کاغذ فلورسانس استفاده میکنند به این ترتیب قسمتهایی که لکه وجود دارد فلورسانس نیست. میتوان لکه را مشخص کرد (دور ان خط میکشند) در این روش ماده هم از بین نمی رود


می توان لکه را برید و بعد در حلال انداخت تا ماده در ان حل شود و بعد اقدام به شناسایی ماده کرد البته در این صورت به ماده ی زیادی نیاز دارین و علاوه بر این یافتن حلال مناسب سخت است و حتی گاهی تا 50 سیستم را باید امتحان کرد.


روشهای تجزیه ی کیفی=> شناسایی بعد از جداسازی:
1/مقایسه R مجهول با R مواد معلوم
2/IR و NMR و mass

روشهای تجزیه کمی:
1/طیف سنجی uv
2/اسپکتروسکوپی انعکاسی
__________________
  
قديم 04-05-2007, 07:06 PM
ادامه نوشته

كروماتوگرافي

کروماتوگرافی روش جزء به جزء کردن یک مخلوط براساس قطبیت مولکول ها می باشد.کروماتوگرافی شامل یک فاز متحرک(مخلوط) می باشد که می خواهیم جداسازی نماییم واین مخلوط دریک مایع ویا گاز حل شده است و ازروی یک فاز ساکن عبور می نماید اجسام موجود در مخلوط به علت قطبیت متفاوت با سرعت های مختلف ازروی فاز ساکن می گذرند .

سرعت حرکت هر جزء درمخلوط به چند عامل قطبیت بستگی دارد که مهمترین آنها یک جسم قطبی هم به حلال وهم به فازساکن جاذبه دارد جسمی که کندتر حرکت می کند بیشترین جاذبه رانسبت به فاز ساکن دارد.

کروماتوگرافی انواع گوناگون دارد ازجمله :

1- کروماتوگرافی ستونی :که برای جداسازی های فوق العاده حساس مانند جداسازی ویتامین ها ٬ پروتئین ها ٬ وهورمون هابه کار می رود. که باروش های دیگربه آسانی جدا سازی نمی شوند. در این روش فاز ساکن شامل یک ستون شیشه ای یاپلاستیکی است. که باماده ای نظیر آلومینیم اکسید ٬ کلسیم کربنات٬ منیزیم کربنات٬ زغال فعال شده٬ خاک رس٬ ژل ها و یا بسیاری ازترکیبات آلی دیگر پر شده است. اندازه ذرات فازساکن درگستره( 150 تا 200μm ) می باشد. فاز متحرک شامل مخلوط همراه بایک حلال مناسب است که ازبالای ستون اضافه می شود .

2-کروماتوگرافی یونی : دراین مورد ستون رااز رزین تبادل یون پر می کنند. بابه کاربردن رزین مناسب می توان یون های مثبت ویون های منفی راازهم جدانمود .

3- کروماتوگرافی کاغذی : دراین روش به جای ستون شیشه ای از نوارهای کاغذی درظرف سربسته استفاده می شود قطره ای ازمخلوط رابرروی کاغذ گذاشته وانتهای کاغذرادرحلال مناسب قرار می دهند حلال براساس خاصیت موئینگی درکاغذ نفوذ نموده وباعث جداسازی اجزاء مخلوط می شود بردیدن چگونگی این نوع کروماتوگرافی دراینجا کلیک نمایید.

۴- کروماتوگرافی لایه نازک: این تکنیک که غالبا درجداسازی مخلوطهای مواد زیست شناختی مختلف به کار می رود بعضی ازتکنیک واصول به کاررفته درکروماتوگرافی ستونی وکاغذی باهم تلفیق شده است .

5- کروماتوگرافی گازی : یک تکنیک کروماتوگرافی برای تجزیه مایعات فرارومخلوط هایی ازگازهاو بخارات می باشد .گازهای که باید تفکیک شوند همراه با یک گاز بی اثر نظیر هلیم درفاز متحرک حمل می شود.
روشهای کروماتوگرافی

دسته ای از روشهای جداسازی هستند که برای جداسازی اجزای نمونه بکار می روند.در این روشها نمونه بین دو فاز مختلف توزیع می شد و در اثر رقابتی که بین فازها برای نمونه وجود دارد عمل جداسازی صورت میگیرد.
نمونه معمولا روی فاز ساکن قرار میگیرد و فاز متحرک از روی فاز ساکن حرکت کرده می خوهد نمونه را با خود ببرد اما فاز ساکن نمی گذارد. رقابت بوجود امده مبنای جداسازیست
فاز ساکن می تواند جامع یا مایع و فاز متحرک می تواند گاز یا مایع باشد
فاز ساکن در حالت جامد باید دارای سطح وسیع باشد. در حات مایع انرا بر سطح یک جامد بی اثر پوشش می دهند.


سمت راست جامد و سمت چپ مایع است


مکانیسم کروماتوگرافی را فاز ساکن تعیین می کند.اگر فاز ساکن جامد باشد مکانیسم جدب سطحی است و اگر مایع باشد مکانیسم تفکیکیست(نمونه بین فاز ساکن و متحرک تقسیم می شد)
کروماتوگرافی به صورت زیر طبقه بندی می شود


زرد رنگ جذب سطحی/قرمز رنگ تفکیکی/ابی مکانیسم تعویض یون


__________________
 
 
 

تستهای شیمی عمومی دو

تستهای شیمی عمومی دو

صفحه 2 از 2

  11- نخستين انرژي يونش كدام عنصر كمتر است ؟
الف ) 19K                     ب) 20Ca                       ج) 18Ar                    د) 17Cl

12- نخستين انرژي يونش كدام عنصر كمتر است .
الف ) 6C                      ب) 7N                        ج) 11Na                        د) 8O   

13- نخستين انرژي يونش كدام عناصر بيشتر است .
الف ) 8O                  ب ) 11Na                             ج )6C                              د ) 7N

14- يك گرم كربنات كلسيم را حرارت مي دهيم حجم گاز آزاد شده در شرايط 27 درجه سانتيگراد و فشار يك اتمسفر چند ميلي ليتر است ؟ (CaCo3=100)

الف ) 0.224             ب ) 224                         ج ) 0.246                       د ) 246

15- با توجه به الگوهاي ارائه شده براي پر شدن ترازهاي فرعي در اتم كدام ترتيب صحيح نيست ؟

الف) 4S-3d            ب ) 4S-4F                     ج ) 5S-4d                         د )4d-Sp

16- اگر آخرين تراز انرژي الكتروني اتم يك عنصر 4P5 باشد جاي آن را در كجاي جدول تناوبي است؟

الف ) گروه چهارم ، تناوب پنجم                    ب) گروه پنجم ، تناوب چهارم

ج ) گروه هفتم ، تناوب چهارم                     ج) گروه هفتم ، تناوب پنجم

17- در جدول تناوبي با افزايش عدد اتمي در هر دوره يا تناوب خواص نافلزي عناصر و انرژي يونش به ترتيب چه تغييري پيدا مي كند ؟

الف ) افزايش – افزايش                           ب) افزايش ، كاهش

 ج ) كاهش – افزايش                            د) كاهش – كاهش

18- كدام گزينه در مورد دومين انرژي يونش اتم M صحيح است ؟
الف) M2+(g)-M3+(g)+e-                         ب) M+2(g)+e—M+(g)+

ج) M (g)-M2+ (g)+2e-                            د) M+ (g)-M2++e-

19- عدد اتمي عنصري كه آخرين تراز انرژي آن 5525p3 است ، كدام است ؟
الف ) 33                      ب ) 41                       ج ) 45                     د ) 51

20- در 250 ميلي ليتر محلول 0.2 مولار (Al(NO3)3 چند مول يون نيترات وجود دارد ؟
الف ) 0/12                 ب ) 0/2                      ح ) 0/25                         د )

 

شیمی مولکولی  

شیمی مولکولی

 

 

آيا تا به حال هوا را داخل سرنگي محبوس کرده‌ايد تا آن را تحت فشار قرار دهيد؟
چه اتفاقي مي‌افتد وقتي پيستون سرنگ را فشار مي‌دهيد؟
هوا چگونه متراکم مي‌شود؟ چگونه در يک فضاي کوچکتر جا مي‌گيرد؟{ادامه مطلب} آيا تا به حال هوا را داخل سرنگي محبوس کرده‌ايد تا آن را تحت فشار قرار دهيد؟
چه اتفاقي مي‌افتد وقتي پيستون سرنگ را فشار مي‌دهيد؟
هوا چگونه متراکم مي‌شود؟ چگونه در يک فضاي کوچکتر جا مي‌گيرد؟
يک تکه اسفنج را مي‌توان در فضاي کوچکتري متراکم کرد. علت تراکم اسفنج اين است که در آن سوراخهاي ريزي وجود دارد، وقتي اسفنج را فشار مي‌دهيم هواي داخل اين سوراخها خارج مي‌شود و ماده جامد اسفنج به هم نزديکتر مي‌گردد. درست مثل زماني که يک تکه اسفنج خيس را فشار مي‌دهيد؛ آب از سوراخهاي اسفنج خارج و اسفنج متراکم مي‌شود. "بويل"، دانشمند انگليسي در سال 1662 ميلادي مقداري جيوه – که فلزي مايع است- را در يک لوله شيشه‌اي پنچ متري ريخت. اين لوله خميده به شکل حرف انگليسي U و يک سمت آن مسدود بود. بويل مشاده کرد که با افزودن جيوه هواي به دام افتاده در سمتي که بسته است، متراکم مي‌شود و فضاي کمتري اشغال مي‌کند. بويل نتيجه گرفت که هوا بايد از ذرات بسيار کوچک، يعني اتمهاي ريز، تشکيل شده باشد. ميان اتم‌ها فضايي است که در آن هيچ چيز نيست. وقتي هوا متراکم مي‌شود، اتم‌ها به هم نزديکتر مي‌شوند. بويل همان سال‌ها در کتابي نوشت: "عنصرها را بايد با آزمايش کشف کرد. شيميدانها بايد بکوشند تا هر چيزي را به مواد ساده‌تر تجزيه کنند، آن ماده يک عنصر است." دانشمندان بر مبناي اين توصيه بويل، تا اواخر قرن هجدهم حدود 30 عنصر گوناگون کشف کردند و مواد مرکب زيادي را که از اين عناصر ساخته شده بود را بررسي کردند. بسياري از مواد مرکب بررسي شده تا آن زمان از مولکول‌هاي ساده ساخته شده بودند و هر کدام بيش از چند اتم نداشتند. کافي بود فهرستي از انواع گوناگون اتمها تهيه شده و گفته شود که در هر ماده مرکب از هر نوع اتم چند عدد وجود دارد. در سال 1824 ميلادي (1203 شمسي) "يوستون ليبينگ" و "فردريخ وهلر"، شيميدان آلماني درباره دوماده مرکب متفاوت تحقيق مي‌کردند. هريک از آنها براي ماده مرکب خود فرمولي بدست آورد و نشان داد که در آن چه عناصري و از هر عنصر چند اتم وجود دارد. وقتي آنها نتايج کار خود را اعلام کردند معلوم شد که هر دو ماده داراي فرمول يکساني هستند. با اينکه اين دو ماده با هم متفاوت بودند و از هر جهت خواص گوناگوني داشتند، مولکولهاي آنها از عناصر يکسان تشکيل شده و حتي عده اتمهاي هر عنصر در هر دو ماده يکسان بود. به اين ترتيب مشخص شد که تنها جمع کردنِ عده اتمهاي موجود در يک مولکول کافي نيست. و اين اتمها بايد آرايش ويژه‌‌‌اي داشته باشند. بنابراين، آرايش متفاوت سبب تفاوتِ مولکولها مي‌شود و خواص مواد با هم فرق خواهند داشت. با توجه به اينکه هم مولکولها و هم اتمها به قدري کوچک هستند که ديده نمي‌شوند، شيميدانان چگونه مي توانند نوع آرايش اتم‌ها را در مولکولها بيابند؟ نخستين گام را در اين راه، "ادوارد فرانکلندِ" انگليسي برداشت. او مولکول‌هاي آلي را با برخي از فلزات ترکيب کرد و دريافت که اتمِ يک نوع فلزِ، هميشه با تعداد مشخصي از مولکول‌هاي آلي ترکيب مي‌شود. او نتيجه گرفت که هر اتم توانايي و ظرفيت خاصي براي ترکيب با عناصر ديگر دارد. او اسم اين خصلت را "والانس" گذاشت. "والانس" کلمه‌اي لاتين به معناي "ظرفيت" يا "توانايي" است. براي مثال وقتي مي‌گوييم:"ظرفيت هيدروژن «يک» است"، يعني اتم هيدروژن تنها با يک اتم ديگر مي‌تواند ترکيب شود. ظرفيت اکسيژن «دو»، نيتروژن «سه» و کربن «چهار» است. اسکات کوپرِ اسکاتلندي، نيز در 1858 ميلادي نظريه "پيوندهاي شيميايي" را مطرح کرد. او معتقد بود که اتمها با "قلاب" يا "پيوند" به يکديگر متصل مي‌شوند و مولکولهاي مختلف را تشکيل مي‌دهند. طبق نظريه او، هر اتم به اندازه "ظرفيت" يا "والانس" خود مي‌تواند با اتمهاي ديگر پيوند بدهد. کوپر همچنين مدلی را برای نشان دادن ساختار مولکول ها پیشنهاد کرد.استفاده از روش کوپر براي نشان دادن ساختمان مولکول‌هاي کوچک و غير آلي، به راحتي مقدور بود، اما در مورد مولکول‌هاي بزرگتر و مواد مرکب آلي، مشکلاتي وجود داشت که گاه باعث گمراهي مي‌شد. از اينرو "ککوله" تلاش کرد تا مشکل ظرفيت را در موردِ مواد مرکب آلي برطرف کند. "فردريش آگوست ککوله" با توجه به اين مسأله که هر اتم کربن ظرفيت اتصال به چهار اتم ديگر را دارد، توانست مسايل مربوط به تعداد زيادي از مولکول‌ها -که ساختمان آنها تا آن زمان معمّا به نظر مي‌رسيد- را حل کند. امروزه نيز از همين مدل براي نشان دادن مولکولها و همچنين توضيح خواص آنها استفاده مي‌شود. ما شيمي‌دانان ها چگونه مي‌توانند بين ساختار مولکول و خواص آن ارتباط برقرار کنند؟ مواد مختلف بسته به اين‌که از چه عناصر تشکيل شده‌اند و داراي چه آرايشي هستند، خواص مختلفي دارند. براي مثال موادي که خاصيت اسيدي از خود نشان مي‌دهند در ساختار مولکولي خود اتم هيدروژني دارند که به اکسيژن متصل است و آن اتم اکسيژن هم با يک عنصر نافلز مانند گوگرد، فسفر و... پيوند دارد. حال اگر به جاي اتم نافلز، يک اتم فلز مانند سديم، کلسيم يا ... قرار گيرد، ترکيب به جاي "خصلت اسيدي"، "خاصيت قليايي" خواهد داشت. در داروها و مولکول‌هاي بزرگ، خواص ترکيب به عوامل متعددي بستگي دارد. در نانو فناوري که هدف ساختن مولکولي جديد با رفتاري خواص است، يک دانشمند شيمي مولکولي با استفاده از تخصص خود، آرايشي از اتم‌ها را پيشنهاد مي‌کند که خواصيت مورد نظر ما را داشته باشد. از سوي ديگر بايد بدانيم مولکولها صرفاً آنچه ما روي کاغذ رسم مي‌کنيم نيستند. مولکول‌ها داراي بعد هستند و فضا اشغال مي‌کنند. يک مولکول در فضا آرايشهاي مختلفي را مي‌تواند اختيار کند. درحال حاضر با استفاده از يک سري فنون خاص و به کمک کامپيوتر مي‌توان آرايش‌هاي مختلف را پيش‌بيني کرده و چگونگي قرار گرفتن اتمها را در کنار يکديگر را بررسي کرد. همچنين مي توان حدس زد که هر آرايش مولکولي چه خواصي را موجب مي‌شود. اين کار نيز به واسطه اطلاعاتي که يک دانشمند شيمي مولکولي از مطالعه ساختارهاي مختلف مولکولها بدست آورده است، امکان پذير مي‌باشد. شاخه‌اي از نانوفناوري که با بهره‌گيري از شيمي مولکولي و روشهاي محاسباتي فيزيکي و مکانيک کوانتومي، آرايشهاي متنوع مولکولها را بررسي مي‌کند را نانوفناوري محاسباتي مي‌نامند . 

 

 

وسایل آزمايشگاهي

چند نکته درباره بوته چيني

- اسيدها بر بوته اثر ندارند اما بازها سبب خوردگي بوته مي شوند. براي پاك كردن بوته تا حد امكان نبايد از اسيدها هم استفاده كرد.

- بوته هاي شكسـته را نبايد دور ريخـت زيرا از خرده هاي آنها براي آب گيري الكل و تهيه اتيلن مي توان استفاده كرد. (بوته شكسته را مي توان خرد كرده، به عنوان ماده آبگير مورد استفاده قرار داد)

- هنگامي كه از بوته براي سنجش هاي وزني استفاده مي شود نخست بايد بوته خالي را چندين بار در كوره الكتريكي در دماي معين (دماي لازم براي پختن رسوب) قرار داد و پس از سرد كردن، وزن كرد تا به وزن ثابت رسيد. اين كارها، يعني: گرم كردن، سرد كردن و وزن كردن بوته تا رسيدن به وزن ثابت پيش از پختن هر رسوب الزامي است.

شيشه ساعت

شيشه ساعت: شيشه ساعت ابزاري است و همان طور كه از نامش پيداست شبيه شيشه ساعت است و در اندازه هاي مختلف ساخته مي شود.

كاربرد: از شيشه ساعت براي تبخير سريع مايع ها و محلول ها استفاده مي شود.

طرز استفاده: شيشه ساعت را مانند ابزار شيشه اي ديگر، بايد شست و شو داد و در صورت لزوم آن را با دستمال خشك كرد.

گاهي براي سرعت بخشيدن به عمل تبخير، شيشه ساعت را در دهانه بشر قرار مي دهند تا با جوشاندن آب درون بشر و گرم شدن شيشه ساعت با بخار آب جوش، عمل تبخير و تبلور سريعتر انجام گيرد.

قيف شيشه اي

قيف شيشه اي: ابزار مخروطي شكل است كه در قسمت پايين آن لوله باريك و بلندي قرار دارد. نوك اين لوله مورب است. شيشه بدنه قيف معمولاً 60 درجه است.

كاربرد: از قيف براي انتقال محلول از ظرفي به ظرف ديگر استفاده مي شود (به عنوان مثال براي انتقال محلول از ظرفي به بورت، استوانه مدرج، بالن پيمانه اي، قيف شيردار، ارلن و… از قيف استفاده مي شود) براي اين كار، محلول موردنظر را نخست در بشـر ريخته سپس به كمك قيف تمـيز به ظرف دلخواه منتقل مي شود.

- از قيف براي جدا كردن مايع از جامد نيز مي توان استفاده كرد. اين كار در شيمي تجزيه وزني براي صاف كردن رسوبها از اهميت ويژه اي برخوردار است.

طرزكار: براي اين كار نخست بايد قيف راشست و خشك كرد (دراتو) سپس كاغذ صافي متناسب با قيف و با ذره هاي رسوب برگزيد (كاغذ صافي با قيف مناسب است كه پس از قرار دادن در قيف حدود 5/0 تا 5/1 سانتي متر از لبه قيف پايينتر باشد ـ و زماني متناسب با ذره هاي رسوب است كه آب زير صافي كاملاً زلال باشد.

براي گذاشتن كاغذ صافي در قيف ابتدا بايد آن را چندين با تا كرد، به شكل قيف درآورد و در آن گذاشت. براي اين كه كاغذ به قيف بچسبد بايد آن را خيس كرد و با انگشت تميز كاغذ صافي را كاملاً به جداره قيف چسباند. اگر كاغذ صافي كاملاً به قيف نچسبد و حبابهاي هوا بين كاغذ و جداره داخلي قيف بماند عمل صاف كردن كند مي شود.

قطره چگان

قطره چكان: وسيله اي شيشه اي يا پلاستيكي است كه يك طرف آن داراي حباب لاستيكي قابل ارتجاع و طرف ديگر آن يك ميله شيشه اي (يا پلاستيكي) با نوك بسيار باريك است طول لوله قطره چكان با ارتفاع دهانه ظرف محتواي مايع مورد استفاده متناسب مي باشد و از چند سانتي متر تجاوز نمي كند.

كاربرد: معمولاً از قطره چكان براي ريختن معرفها (فنل فتالئين، تورنسل، هليانتين) و يا برداشتن محلول هايي كه بخار سـمي توليد مي كنند (مانند: اسيد كلريدريك غليظ، آب برم، آمونياك و…) و يا محلول هايي كه احتمال خطر آنها هنگام ريختن به دست و لباس زياد است (مانند: محلول اسيد سولفوريك غليظ يا اسيد نيتريك غليظ) استفاده مي كنند.

* در ظرف هاي قطره چكاني تيره رنگ، معمولاً بايد موادي را ريخت كه در اثر جذب نور تجزيه و يا تغيير مي كنند (مانند: پرمنگنات پتاسيم، پراكسيدهيدروژن، اسيد نيتريك غليظ و…)

* در ظرف هاي قطره چكاني يا ظرف هاي درپوش ديگر، هيچ گاه نبايد محلول سود يا پتاس ريخت، زيرا از نوع مواد، هنگام تبخير و خشك شدن درِ ظروف را مسدود مي كنند و جدا كردن آنها بسيار دشوار خواهد بود.

طرز كار: هنگام كار كردن با قطره چكان ابتدا با فشار دادن به لاستيك، هواي درون ميله شيشه اي را بايد خالي كرد و آن را به داخل مايع قرار داد. سپس با برداشتن فشار از روي لاستيك، مايع را به طرف ميله شيشه اي كشيد. پس از بالا كشيدن مايع، از مايع داخل آن، براي آزمايش استفاده كرد.

«بالن حجمي»
بالن حجمي: ظرفي شيشه اي با گردن باريك و دراز است كه بر روي آن خطّ نشانه حلقوي وجود دارد. گنجايش بالن حجمي با عددي كه بر روي آن نوشته شده است مشخص مي شود كه حدّ آن همان خط نشانه است.

كاربرد: بالن حجمي براي 2 منظور به كار مي رود: يكي براي رقيق كردن محلول با غلظت معين، ديگري براي تهيه محلول هاي سنجيده يا استاندارد.

طرز استفاده: بالن حجمـي را معمولاً با قيفـي كه در دهانه آن قـرار مي گيرد، بايد پر كرد. نخست مي توان مايع يا محلول را با سرعت تا رسيدن سطح آن به نزديك خط نشانه در بالن حجمي ريخت براي پر كردن بالن تا خط نشانه، بهتر است از قطره چكان كمك گرفت و با ريختن قطره قطره‌ محلول موردنظر آن را به طور دقيق به خط نشانه رسانيد (اين عمل را اصطلاحاً به حجم رسانيدن مي نامند). براي دقت بيشتر بايد انحناي سـطح مايع يا محلول بر خطِ نشانه مماس باشـد. در اين حالت بايد چشم را طوري نگاهداشت كه نيم دايره خط نشانه سمت آزمايش كننده، نيمه ديگر خط نشانه پشتي را كاملاً بپوشاند (ديده نشود). چون از بالن حجمي براي سنجش هاي دقيق استفاده مي شود، رعايت اين نكته بسيار ضروري است.

استوانه مدرج

استوانه مدرج: لوله شيشه اي استوانه اي شكل، مشابه لوله آزمايش است كه در پايه اي از جنس پلاستيك جاي مي گيرد و يا عموماً داراي پايه پهن شيشه اي است كه مي تواند آن را روي ميز به طور قائم نگهدارد. لبه آن مانند بشر، برگشتگي شيارمانندي براي خالي كردن محلول دارد. تفاوت درجه بندي آن با بورت و پيپت در اين است كه درجه هاي كوچكتر آن در پايين قرار دارد.

كاربرد: ابزاري است كه در اندازه گيري حجم مايع ها به كار مي رود.

طرز استفاده: استوانه مدرج را بايد در جاي كاملاً صاف و مسطح قرار داد و هنگام ريختن يا برداشتن محلول، پايه آن را با دو انگشت محكم نگهداشت تا از افتادن و شكستن آن جلوگيري شود.

چند نكته: چون استوانه مدرج، برخلاف لوله آزمايش جاي خاصي ندارد. از اين رو بايد بي درنگ پس از انجام كار، آن را دور از دسترس، در جاي امني قرار داد. اگر لبه استوانه مدرج پريده باشد، نبايد آن را دور انداخت. زيرا با استفاده از لوله هاي پلاستيكي شفاف و مناسب مي توان از آنها دوباره استفاده كرد. براي اين منظور مي توان قسمت شكسته آن را با سوهان صاف كرد و حلقه اي از لوله پلاستيكي مناسب به لبه آن وصل و با باريك كردن يك گوشه لوله پلاستيكي از آن استفاده كرد. از استوانه مدرجي كه ارتفاع آنها در اثر شكسته شدن، خيلي كوتاه شده باشد، براي اندازه گيري چگالي مايع ها (آب، نفت، جيوه…) مي توان استفاده كرد.

بشر

بشر: بشر يا ليوان آزمايشگاهي وسيله استوانه اي شكل است كه در اندازه هاي مختلف از شيشه و يا پلاستيك ساخته مي شود.

كاربرد: بشـر ممكن است ساده يا مدرج باشـد. از بشر مدرج اغلب براي برداشتن حجم معيني از مايع ها هم استفاده مي شود. از بشر مدرج يا ساده، براي برداشتن مايع ها، گرم كردن محلول ها (از جنس شيشه اي) تهيه‌ محلول، حل كردن مواد، انتقال محلول، رسوب گيري، تهيه مواد و غيره استفاده مي شود.

طرز كار: پيش از هر كاري بايد بشر را شست. براي شستن بشر بايد با لوله شوي جداره داخلي و خارجي بشـر را ساييد تا مواد چسبنده به آن جدا شود، سپس آن را با آب معمولي شست. بسته به نوع كار مي توان بشر را مانند بورت يا پيپت شست و شو داد (يعني شستن، آب كشيدن با آب معمولي، كُر دادن با آب مقطر، كر دادن با محلول موردنظر كه بايد در بشر ريخته شود)

بيرون بشـر را پس از شست و شـو بايد با دسـتمال تميز خشك كرد، براي خشك كردن داخل آن مي توان از اين روش استفاده كرد:

- بشر را روي سه پايه و توري نسوز گذاشت و شعله چراغ گاز را دور تا دور گرداند. (شعله را نبايد داخل بشر برد زيرا اين عمل سبب شكستگي آن مي شود) تا كاملاً داخل آن خشك شود. بشر را تا مدتي به همان حال بايد باقي گذاشت تا سرد شود.

اسپاتول

اسپاتول: ابزار چيني يا فلزي است كه داراي 2 قسمت مي باشد، يكي دسته و ديگري تيغه. كه كمي پهنتر است. از اسپاتول براي نرم كردن مواد جامد و برداشتن آن استفاده مي شود. لازم است يادآوري كنيم كه مواد شيميايي را نبايد با دست برداشت. براي برداشتن مواد ابزاري مانند: اسپاتول، انواع قاشق هاي چيني و پلاستيكي و يا فلزي را بايد به كار برد.

طرزتهیه محلول

طرزتهیه محلول

طرزتهیه محلول با نرمالیته مشخص :  برای این کارازفرمول  N=10Pd / Eاستفاده می کنیم .

N نرمالیته     P درصدخلوص      d چگالی    E اکی والان گرم                                                                                                                               

   Nنرمالیته :وزن هم ارزدریک لیترمحلول رامی گویند

وزن هم ارز:(همسنگ یا وزن  اکی والان):به مقداری ازهرماده برحسب گرم یا مول که کارایی آن درواکنش های شیمیایی

معادل یک گرم هیدروژن است اکی والان ان ماده گویند

برای معین کردن اکی والان گرم یک ماده می توان ازرابطه E=M /n  استفاده کردکه در ان   جرم مولی ماده است اما مقدار 

n بستگی به نوع واکنش دارد;

الف) درواکنش های خنثی شدن برای اسیدها وبازهامقدار برابرتعدادمولهای H +اسیدویا تعداد مولهای OH -بازاست که ازهر مول

اسیدیا بازدرواکنش شرکت می کنند

ب) برای واکنشهای Redoxمقدار nبه مقدار تغیرعدد اکسایش کاهش یا همان تعداد الکترون مبادله شده بستگی دارد

ج) درمورد نمکها nبرابر حاصل ضرب ظرفیت فلزدرتعداد اتمهای درفرمول تجربی نمک است برای مثال اکی والان های

  FeSO4 برابر2/1طول (76گرم) واکی والان Fe 2 (SO 4)3  برابر6/1مول 6/400است.

مثال:طرزتهیه 250میلی لیتراسیدکلریدیک2نرمال ازیک اسیدغلیظ به مشخصا ت زیررابدست اورید:

P=1.19 درصدخلوص      0.27=d چگالی      E=26.46/1       Mr=26.46 اکی والان گرم

N=10*27*1.19 /26.46=12.08      12.08*V1=2*250èV1=41.4 ml

پس اگر41.4 ml ازاسیدغلیظ فوق را با اب مقطر دریک بالون250 به حجم کلی 250برسا نیم250ml  محلول اسیدکلرید2 نرمال خواهیم داشت.

مثال:طرزتهیه 250میلی لیتراسیدسولفوریک2نرمال ازیک اسیدغلیظ به مشخصا ت زیررابدست اورید:

P=0.98درصدخلوص      1.84=d چگالی      E=98/n       Mr=98اکی والان گرم

مثال:طرز تهیه 500میلی لیتر سدیم ازNaOHوNaCl:

ازمایشگاه شیمی یک

ازمایشگاه شیمی یک

۱. با افزایش ارتفاع ,نقطه جوش مایع چه تغییری می کند علت تغییر را بنویسید.

۲. راههای از بین بردن سختیهای موقت و دائم را بنویسید.

۳. شناساگر مورد استفاده در آزمایش یدومتری چیست و چرا آن را ابتدای تیتراسیون اضافه نمی کنیم.

4. معادلات شیمیایی زیر را کامل بنویسید و با استفاده از قانون هس رابطه بین گرما های واکنش را بنویسید

                                                                                    H1       NaOH(S)+H2Oè   

                                                                                     H2      Hclè NaOH(S)+

                                                                                      H3          è   HCl NaOH(aq)+

۵. در آزمایش تعیین وزن اتمی منیزیم که بر اساس واکنش زیر برای  گرم نوار منیزیم انجام گرفت حجم گاز هیدروژن تولید شده در شرایط متعارفی  میلی لیتر به دست آمده است با انجام محاسبات لازم وزن اتمی منیزیم را به دست آورید. (ارتفاع ستون آب   باشد).

Mg+2HclèMgcl2+H2

د‌)     در تیتراسیون  میلی لیتر اسید اکسالیک برای رسیدن به نقطه پایان  پرمنگنات پتاسیم با غلظت  مولار مصرف شد.

الف) مولاریته اسید اکسالیک را به دست آورید.

ب) شناساگر این تیتراسیون را نام ببرید.

ج) علت استفاده از حرارت در این تیتراسیون را بنویسید.

د)

محاسبه سختي اب

محاسبه سختي اب:

NHCLVHCLX(Mca+MMg) =سختي موقت

NHCL(V 2 –V 1 )X(Mca+MMg) =سختي دايم

مقدار Xاز رابطه مقابل بدست مي ايد: 

=1000مقدار اب شهر.X                       

= N EDTA V EDTA .1000.100 / V.2 سختي كل

نمونه سوال آزمایشگاه شیمی 2

1.جهارراه جدا سازىمواد را نام ببريد .

2.براى رسوبكيرى عارى از الودكى بايد به جه نكاتى توجه نمود.

3.روش كل جدا سازى و شناشايى كاتيون هابه جه صورت بود.

4.كاتيونهاى كروه يك شامل جه يون هايى بود.عامل رسوب ساز جه يونى بود.

5. به جه علت اسيد كلريد ريك اضافى نبايستى به رسوب هاى كروه يك اضافه نمود.

6.جرا جيوه ىر هر دو كروه يك و دو طرح اناليز كيفى بيدا مى شود.

7.براى شناسايى Pb2+ازجه راههايى استفاده كرديم (دومورد).

8.جرا كاتيون هاى كروه يك در محلول اسيدى رسوب داده مى شوند.

9.اساس جدا نمودن يون نقره از جيوه جه بود.

10.كاتيون هاى كروه5 را نام برده و راههاى شناسايى انها را بيان نماييد.

11.دليل اضافه كردن اكزالات امو نيوم وسولفات امونيوم براى شنا سايى منيزيم وكلسيم جه بود.

۱۲.برای شناسایی امونیوم از چه راهی استفاده کردیم.چرا؟

۱۳.کاتیونهای وانیون رسوب سازگروه سوم را نام ببرد.

۱۴.برای احیا بی کرومات وپرمنگنات ازچه احیا کننده ای استفاده میشود.

۱۵.راه شناسایی کبالت ونیکل را بنویسید.

۱۶.کاتیون های گروه دو را نام برده ودرچه شرایطی با چه انیونی رسوب میدهند.

۱۷.کاتیون های گروه چهار را نام برده ودرچه شرایطی با چه انیونی رسوب میدهند.

۱۸حلالیت کلریدهای سرب نقره وجیوه را در آب گرم مقایسه کنید.

۱۹.حلالیت سولفیدهای نیکل کبالت ومنگنز را در محیط اسیدی مقایسه کنید.

۲۰.فهرست رسوبات ورنگ های ان را مشخص کنید.

۲۱.چرا جدایی وتفکیک کاتیون های گروه چهار از سایر گروهها مشکلتر است.

۲۲.حلالیت کربناتهای باریم کلسیم واسترانسیم رادر کرومات پتاسیم مقایسه کنید.

۲۳.در رسوب گیری گروه دو بوسیله سولفید سدیم یک رسوب زرد بعد از حرارت بدست امده این رسوب چیست.

۲۴.کمپکسهای زیر را به روش ایو پاک نامگذاری کنید.

[Sn Cl6]2-           [Cu(NH3)]2+          [Sn(C2O4)3]2-                [Cu(NH3)4]SO4

25.هر كدام از كاتيون هاي زير شعله را چه رنگي مي كنند.

ليتيم    سديم      پتاسیم     کلسیم     استرانسیم    سزيم    مس

26.واكنش هاي زيررا تكميل كرده موازنه كنيد.

PbCl2+H2O(700C)è

Pb2++CrO42-è

AgCl+NH4OHè